تکنیک فاینمن در مشاوره تحصیلی

بچه ها حتما تا حالا پیش اومده که یک فصل زیست یا شیمی رو چند بار بخونید و موقعی که کتاب را می‌بندید، احساس کنید همه‌چیز را بلدید؛ اما وقتی تمرین حل میکنید و تست می‌زنید، یهویی متوجه میشید بعضی قسمت‌ها را فقط به نظرتون آشناست!!!! و  واقعاً نفهمیده اید؟؟؟؟؟؟؟

 این اتفاق برای خیلی از داوطلبان کنکور و دانش آموزهای کنکوری می‌افتد. حالا یکی از روش‌هایی که می‌تواند این فاصله بین «خواندن» و «فهمیدن» را کمتر کند، تکنیک فاینمن است!!


تکنیک فاینمن یعنی شما اول یک مطلب را یاد بگیرید و بعد سعی کنید آن را با زبان خودتان برای فردی که هیچ اطلاعی از آن ندارد توضیح دهید مثلا به یکی از همکلاسی هاتون!! یا حتی به پدر مادرتون!!! یا حتی اگر کسی رو پیدا نکردید به یک فرد خیالی!!   اگر وسط توضیح دادن گیر کردید، همان قسمت احتمالاً نقطه‌ضعف شماست و باید بیشتر روووش کار کنید
این روش به نام ریچارد فاینمن، فیزیکدان و برنده جایزه نوبل فیزیک، شناخته می‌شود و  با این حال بهتره  بدونیم که نسخه چهارمرحله‌ای رایج امروزی، یک دستورالعمل رسمی منتشرشده توسط خود فاینمن نیست، بلکه بعدها بر اساس شیوه توضیح دادن و یادگیری او شکل گرفته است.
تکنیک فاینمن دقیقاً چیست؟
اصل ماجرا این است که به جای اینکه فقط مطلب را دوباره بخوانید، مجبور شوید آن را از حافظه بیرون بکشید و به زبان ساده توضیح دهید. در این حالت، خیلی زود مشخص می‌شود که کدام بخش را واقعاً فهمیده‌اید و کدام قسمت فقط به دلیل چند بار خواندن، برایتان آشنا به نظر می‌رسد.
برای یک دانش‌آموز کنکوری، این تفاوت اهمیت زیادی دارد. کنکور قرار نیست از شما بخواهد متن کتاب را با همان جملات تکرار کنید. شما باید بتوانید مفهوم را در یک سؤال تشخیص دهید، بین مطالب ارتباط برقرار کنید و در شرایط محدود زمانی از دانسته‌هایتان استفاده کنید.
به همین دلیل، از دبد بهترین مشاوران کنکور ایران تکنیک فاینمن بیشتر از اینکه یک روش «حفظ کردن» باشد، یک ابزار برای سنجش عمق یادگیری است.
چهار مرحله تکنیک فایمن برای کنکور
مرحله اول: موضوع را مشخص کنید
اول یک موضوع کوچک و مشخص انتخاب کنید. بهتر است سراغ یک مفهوم محدود بروید، نه اینکه بخواهید یک فصل کامل را یک‌جا توضیح دهید.
مثلاً در زیست‌شناسی می‌توانید موضوع «انتقال فعال مواد از غشای سلول» را انتخاب کنید. در فیزیک، «قانون دوم نیوتن» و در ریاضی، «مشتق تابع» می‌تواند موضوع مناسبی باشد.
نام موضوع را بالای یک برگه بنویسید و کتاب و جزوه را کنار بگذارید.
مرحله دوم: مطلب را با زبان خودتان توضیح دهید
حالا تصور کنید قرار است همین موضوع را برای یک دانش‌آموز کم‌سن‌وسال توضیح دهید؛ کسی که هیچ پیش‌زمینه‌ای از آن ندارد.
اینجا یک قانون مهم دارید: تا جای ممکن از کلمات پیچیده و اصطلاحات تخصصی به عنوان میانبر استفاده نکنید.
مثلاً اگر در حال توضیح یک مفهوم زیست‌شناسی هستید، اینکه بگویید «این فرایند از طریق فلان مکانیسم سلولی انجام می‌شود» چندان کمکی نمی‌کند. از خودتان بپرسید: «اگر طرف مقابل بپرسد یعنی چه؟ چرا؟ چگونه؟» آیا می‌توانم جواب بدهم؟
اگر جواب شما فقط تکرار تعریف کتاب باشد، احتمالاً هنوز به اندازه کافی مفهوم را هضم نکرده‌اید.
توضیح دادن می‌تواند کتبی یا شفاهی باشد. حتی می‌توانید روبه‌روی دیوار یا آینه بنشینید و با صدای بلند درس بدهید. بعضی دانش‌آموزان در توضیح شفاهی بهتر متوجه نقاط ضعفشان می‌شوند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مرحله سوم: نقاطی را که گیر می‌کنید پیدا کنید
این قسمت شاید مهم‌ترین بخش تکنیک فاینمن باشد.
حالا بچه ها فرض کنید هنگام توضیح یک موضوع، تا نیمه مسیر بدون مشکل پیش می‌روید؛ اما ناگهان نمی‌توانید بگویید چرا یک اتفاق بعد از اتفاق دیگر رخ می‌دهد. همان‌جا را علامت بزنید.
ممکن است تعریف را بلد باشید اما علت را ندانید. شاید فرمول را حفظ کرده باشید ولی ندانید چه زمانی باید از آن استفاده کنید. یا در زیست‌شناسی دو فرایند را از هم تشخیص دهید، اما نتوانید رابطه بین آنها را توضیح دهید.
این نقاط ضعف را جدی بگیرید. منابع آموزشی مربوط به تکنیک فاینمن نیز دقیقاً بر شناسایی قسمت‌هایی تأکید می‌کنند که هنگام توضیح دادن مبهم می‌شوند و سپس بازگشت به منبع برای برطرف کردن همان شکاف‌ها.
در واقع قرار نیست کل فصل را دوباره از اول بخوانید. فقط برگردید سراغ همان قسمت‌هایی که نتوانستید توضیح دهید.

مرحله چهارم: دوباره توضیح دهید و ساده‌ترش کنید
بعد از اینکه نقاط ضعف را بررسی کردید، کتاب را ببندید و دوباره از ابتدا توضیح دهید.
این بار سعی کنید توضیحتان روان‌تر باشد. اگر جایی مجبور شدید از یک اصطلاح تخصصی استفاده کنید، از خودتان بپرسید آیا واقعاً مفهوم آن را می‌دانید یا فقط به خاطر حفظ کردن آن اصطلاح استفاده‌اش می‌کنید.
در نهایت باید بتوانید موضوع را به شکلی توضیح دهید که یک فرد ناآشنا با آن، تصویر کلی و منطق مطلب را متوجه شود. چهار مرحله رایج فاینمن دقیقاً روی همین چرخه تأکید دارند: انتخاب موضوع، توضیح ساده، پیدا کردن شکاف‌های دانشی و بازنویسی یا توضیح دوباره با زبان ساده‌تر.
یک مثال کنکوری از تکنیک فاینمن
فرض کنید در حال مطالعه مبحث «مشتق» در ریاضی هستید.
بعد از مطالعه، کتاب را می‌بندید و روی کاغذ می‌نویسید:
«مشتق به زبان ساده یعنی چه؟»
اگر پاسخ شما این باشد که «مشتق حد نسبت تغییرات تابع نسبت به تغییرات متغیر مستقل است»، شاید از نظر ریاضی جمله درستی باشد، اما برای اجرای فاینمن هنوز کافی نیست.
حالا تلاش کنید آن را ساده‌تر کنید:
«مشتق به ما می‌گوید یک مقدار با چه سرعتی در حال تغییر است.»
سپس یک مثال روزمره بزنید: سرعت لحظه‌ای خودرو را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از نرخ تغییر در نظر گرفت. بعد از خودتان بپرسید آیا می‌توانید توضیح دهید چرا مشتق یک تابع در یک نقطه با شیب خط مماس ارتباط دارد؟
اگر اینجا مکث کردید، همان قسمت را به عنوان نقطه ضعف علامت بزنید. دوباره آن بخش را مطالعه کنید و بعد بدون نگاه کردن به کتاب، توضیح را از نو بسازید.
این کار باعث می‌شود به جای حفظ چند جمله درباره مشتق، ارتباط بین مفهوم، نمودار و کاربرد آن را بهتر درک کنید.

بهترین مشاوران انتخاب رشته کنکور

تکنیک فاینمن برای کدام درس‌های کنکور مناسب‌تر است؟؟؟؟؟؟؟
این روش تقریباً برای همه درس‌ها قابل استفاده است، اما در مباحث مفهومی و ارتباطی معمولاً کاربرد بیشتری دارد.
در زیست‌شناسی، می‌توانید از آن برای توضیح فرایندها، ارتباط اندام‌ها و مقایسه مفاهیم استفاده کنید. در شیمی، برای درک مفاهیمی مانند پیوندها، واکنش‌ها و روندهای محاسباتی مفید است. در فیزیک و ریاضی نیز می‌توانید قبل از تست‌زنی، یک مفهوم یا فرمول را با زبان ساده توضیح دهید و بعد سراغ سؤال بروید.
البته برای مطالبی که اساساً نیازمند حفظ کردن هستند، مثل بعضی لغات یا اطلاعات جزئی، فاینمن به‌تنهایی بهترین ابزار نیست. در چنین مواردی بهتر است آن را در کنار روش‌هایی مانند یادآوری فعال و مرور فاصله‌دار استفاده کنید. منابع آموزشی نیز فاینمن را بیشتر به عنوان روشی برای فهم و بررسی میزان تسلط معرفی می‌کنند، نه جایگزینی برای تمام روش‌های مطالعه.
چطور فاینمن را وارد برنامه روزانه کنکور کنیم؟؟؟
یکی از اشتباهات رایج این است که دانش‌آموز می‌خواهد برای تمام مطالب، یک جلسه طولانی فاینمن برگزار کند. این کار هم زمان‌بر است و هم ممکن است مطالعه را خسته‌کننده کند.
روش بهتر این است که از آن به عنوان یک مرحله کوتاه بعد از مطالعه استفاده کنید.
مثلاً بعد از مطالعه یک مبحث ۳۰ تا ۴۵ دقیقه‌ای، کتاب را ببندید و پنج تا ده دقیقه برای توضیح دادن آن وقت بگذارید. هر جا گیر کردید علامت بزنید. سپس فقط همان قسمت‌ها را دوباره مطالعه کنید.
بعد از چند روز نیز می‌توانید دوباره همان مفهوم را از حافظه توضیح دهید. اگر این بار توضیح شما روان‌تر و کامل‌تر بود، نشانه خوبی است که یادگیریتان تثبیت شده است.
حتی می‌توانید برای خودتان یک دفترچه مخصوص داشته باشید و در هر صفحه سه بخش بنویسید:
موضوع | چیزی که توانستم توضیح بدهم | جایی که گیر کردم
به مرور زمان، این دفترچه تبدیل به نقشه‌ای از نقاط ضعف واقعی شما می‌شود؛ نه صرفاً فهرستی از فصل‌هایی که هنوز نخوانده‌اید.
فاینمن را با تست‌زنی اشتباه نگیریم
تکنیک فاینمن قرار نیست جای تست زدن را بگیرد.
ممکن است بتوانید یک مفهوم را خیلی خوب توضیح دهید، اما هنوز در حل تست‌های ترکیبی یا زمان‌دار مشکل داشته باشید. بنابراین برای کنکور، بهتر است این روش را در زنجیره‌ای مانند «مطالعه → توضیح دادن → رفع اشکال → تست آموزشی → تست زمان‌دار → تحلیل» قرار دهید.
مزیت فاینمن این است که قبل از رسیدن به مرحله تست، یک سؤال مهم را از شما می‌پرسد: «واقعاً این مطلب را فهمیده‌ام یا فقط چند بار آن را دیده‌ام؟»
همین سؤال ساده می‌تواند کیفیت مطالعه را تغییر دهد.
جمع‌بندی
تکنیک فاینمن یک روش عجیب یا پیچیده نیست. یک برگه، یک خودکار و چند دقیقه زمان کافی است. ارزش اصلی آن در این است که شما را مجبور می‌کند به جای نگاه کردن دوباره به کتاب، دانسته‌هایتان را از حافظه بیرون بکشید و آنها را با زبان خودتان توضیح دهید.
اگر وسط توضیح دادن گیر کردید، ناراحت نشوید؛ اتفاقاً همان نقطه ارزشمندترین بخش تمرین است. چون حالا دقیقاً می‌دانید کجا را باید دوباره بخوانید.
برای یک کنکوری، هدف فقط زیاد درس خواندن نیست؛ هدف این است که از هر ساعت مطالعه، یادگیری واقعی بیشتری به دست بیاورد. تکنیک فاینمن می‌تواند یکی از ابزارهای ساده‌ای باشد که کمک می‌کند این تفاوت را بهتر ببینید: تفاوت بین «این مطلب را خوانده‌ام» و «این مطلب را واقعاً می‌فهمم.»
اگر قرار است این روش را امتحان کنید، از همین امروز با یک مفهوم کوچک شروع کنید؛ یک صفحه سفید بردارید، اسم مبحث را بالای آن بنویسید و سعی کنید بدون نگاه کردن به کتاب، درس را برای یک نفر که هیچ چیزی از آن نمی‌داند توضیح دهید. احتمالاً خیلی زود متوجه می‌شوید کدام قسمت‌ها را بلد هستید و کدام قسمت‌ها فقط به نظر می‌رسید که بلد هستید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *